ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى
مقدمه 15
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى )
كما هى » « 1 » ناگاه باطنش گنج خانهء راز گردد ، و ظاهرش زرادخانهء نياز ، نه اين خارستان را مقر قرار داند « 2 » ، و نه آن گلستان را مفر فرار شناسد ، همه فرارش از خود باشد ، و همه قرارش با لطف صنع خداى ، كما قال الشاعر ليس من اللّه بمستنكر * ان يجمع العالم فى واحد « 3 » و چون دانستم كه مرا در اجل تأخيرى نخواهد بودن ، خواستم كه در امل تاريخى گذارم كه قوام عالم را دوامى باشد ، همهء علما و عقلا و عرفا و عشاق آفاق و اهل صفهء صفا ، و ارباب عهد وفا قوت نفس و قوت جان از آن خوان جويند و يابند ، و همهء متكلمان و حكيمان و شاعران دنيا الى يوم قيام الساعه « 4 » سوى آن پويند و از آن گويند . هرچند خفاش مانند سيمرغ نتواند بود ، از آنكه به هيچ كلمهاى راى خلعتى نگذاشتهام هر حرفى از وى طرفى يافت و هر نقشى نفسى ، و به معنى معنيى هيچ نفس را بىروح نگذاشتهام . و جام جان را بىفتوح رها نكردهام ، و هيچ شام را بىصبوح نداشتهام « ارى الناس على دين ملوكهم . » چون سلطان عالم ملك الاسلام آن ملك فلك و هماى هوا ، هما قدر و سما رفعت « 5 » پرىروى « 6 » ، نبى خلق ، عيسى دم ، آدم صفوت ، سلطان الخلق و برهان الحق موسوى شوق يوسفى جمال يعقوبى كمال ، نوحى دولت ، سليمان مكنت ، شهاب سماء دار الخلافة ، نصاب العدل و الرأفة ، يمين الدولة و امين الملة ابو المظفر شاهنشاه « 7 » بهرام شاه ملك خلد اللّه ملكه ، ] « 8 » بر كمال مهمى كه روزگار من بنده در هم زده بود وقوفى تمام داشت ، و به ديدهء عاقبت بين احوال من بنده مىشناخت ، رأى عالى لا زال عاليا اقتضا چنان كرد كه به ديدهء ظاهر چالاكى من بنده بيند مثال فرمود [ در شب پنجشنبه سال بر
--> ( 1 ) - حديث نبويست و در ميان صوفيه شهرتى دارد ولى در كتب حديث يافت نشد ( 2 ) - آ : قرار دادند - ك : قرار شمرد ( 3 ) - اين بيت از ابو نواس شاعر است در قطعهاى كه مدح فضل بن ربيع گفته است ( 4 ) - آ : الى قيام الساعة ، الى يوم القيامة ( 5 ) - آ هما قدر ه : هما رفعت ( 6 ) - ك : چون اين پادشاه پرىروى ( 7 ) - ك : محرز ممالك الدنيا و مظهر كلمة اللّه العليا شاهنشاه معظم ( 8 ) - ن ر ط : انار اللّه برهانه